گول زننده ترین جمله های روزمره با چه کلماتی آغاز می شوند؟!

گول زننده ترین جمله های روزمره با چه کلماتی آغاز می شوند؟!

اگر بخواهید کسی را متقاعد کنید شاید برایش قسم بخورید، شاید کوشش کنید تا نشان دهید حرفتان منطقی است، امّا موثرترین ابزار این است که بگویید «تجربه نشان میدهد». این کاراترین ابزار برای خلع سلاح طرف مقابل است.

تجربه نشان میدهد که ….
امّا تجربه همیشه فقط آن چیزی را نشان می دهد که ما میخواهیم!

مثال مشهور: «تجربه نشان می دهد که هرجا ترافیک هست، افسر راهنمایی هم هست. پس برای حل مشکل ترافیک باید راهنمایی و رانندگی را منحل کرد!»

مثال کودکانه: «وقتی شب می شود، خورشید هم مثل همه به خانه اش بر میگردد و می خوابد!».

مثال عوام: «هر وقت دلار یا بنزین گران شود، تورم خواهد شد».

مثال آکادمیک: «بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ بیکاری همبستگی منفی بالایی مشاهده می شود».

واقعیت اجتماعی با واقعیت فیزیکی فرق دارد. مولکولها آگاهی و اراده و قصد و نیت ندارند. مولکول موفّق و مولکول شکست خورده بی معناست. مولکولها یاد نمیگیرند. مولکولها تجارب گذشتۀ خود را تفسیر نمی کنند و آینده را حدس نمیزنند. مولکولها طبق یک ایدئولوژی رفتار نمیکنند و با تغییر ایدئولوژی، رفتار خود را تغییر نمی دهند. رفتار یک مولکول در شرایط مشخص، با گذشت زمان تغییر نمی کند.

به همین خاطر است که اگر بگوییم «تجربه نشان میدهد افزایش فشار حجم ثابتی از گاز، دمای آن را بالا خواهد برد»، حرف دقیقی زده ایم که مثال نقض ندارد. به همین خاطر است که میتوانیم با اتکا به قوانین تجربی، زمان وقوع یک خسوف را با دقت دقیقه و ثانیه پیشبینی کنیم.

و به همین خاطر است که اگر بگوییم «تجربه نشان می دهد سیاستهای حمایت از تولید داخلی، موجب توسعۀ اقتصادی کشورهای عقب مانده می شود» حرف مبهمی زده ایم که همیشه عدّه ای با آن مخالف و عدّه ای موافق خواهند بود. به همین خاطر است که با اتکا به قوانین تجربی نمیتوانیم حتی سال وقوع یک رکود اقتصادی را به درستی پیشبینی کنیم.

تجربه ساکت است. این ما هستیم که حرفهای نظریه ها و تفسیرهای خودمان را در دهان تجربه می گذاریم. تجربۀ فیزیکی می تواند مچ پژوهشگر را بگیرد. چون واقعیت فیزیکی باثبات است و آزمایشها تکرارپذیرند و تقریباً همیشه میتوان یک آزمون تعریف کرد که به اختلافات نظری فیصله دهد. امّا تجربۀ اجتماعی نه تنها ساکت است بلکه آنقدر متغیر است که در برابر نظریه های رقیب هیچ دفاعی ندارد. تجربۀ اجتماعی چنان تفسیربردار است که هیچ آزمون تجربی امکان پذیری نمی تواند یک اقتصاددان را وادار کند تا حرف خود را پس بگیرد. حتی اگر شوروی سقوط کند هم سوسیالیستهایی در عرصه باقی می مانند و میگویند: این سوسیالیسم واقعی نبود که ورشکست شد.

در عالم اجتماعی، ما همیشه می توانیم برای متقاعد کردن طرف مقابل، بخشی از تجربه را که با نظریۀ ما سازگاری دارد، دستچین کنیم و بقیۀ آن را نادیده بگیریم.

پس به نظر می رسد شرافتمندانه تر است که متواضعانه بگوییم «من معتقدم» و عوامفریبی یا خودفریبی «تجربه نشان می دهد» را کنار بگذاریم.

نظرات

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید
  • chat
    یک نظر اضافه کنید